X
تبلیغات
دلبر جانان من برده دل و جان من

دلبر جانان من برده دل و جان من

برده دل و جان من دلبر جانان من

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:27  توسط محمد  | 

 

 وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .

وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

وقتی او تمام شد من آغاز شدم .

و چه سخت است .

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است ،

مثل تنها مردن !

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:29  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:27  توسط محمد  | 

 

 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .

وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

وقتی او تمام شد من آغاز شدم .

و چه سخت است .

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است ،

مثل تنها مردن !

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:27  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:21  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:17  توسط محمد  | 

 

یه روز دل تصمیم می گیره سنگ بشه تا دیگه

عاشق نشه میره قاطی سنگ ها اما.........

........عاشق یه سنگ میشه............

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:10  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:33  توسط محمد  | 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:29  توسط محمد  | 

FriendsterGraphic.com
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 14:18  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 21:1  توسط محمد  | 

نمی دانم عاشق اشک می ریزد

یا باید اشک ریخت تا عاشق شد

نمی دانم باید همه او شوی تا عاشق باشی

یا باید عاشق باشی تا همه او شوی

نمی دانم دستانم اول از همه به سمت او دراز می شوند

یا این دلم است که هوای او می کند و بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 20:57  توسط محمد  | 

دلم میخواد گریه کنم

برای قتل عام گل

برای مرگ رازقی

برای نابودی عشق

واسه زوال عاشقی

دلم میخواد گریه کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:44  توسط محمد  | 

این روزها دیگه همه جا صحبت بی وفایی

ورد زبون آدمها تنهایی و جدایی

هرکی به فکر خودش همدلی معنی نداره

حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میزاره

یکی بیاد داد بزنه که دوره دوره وفاست

دشمنی معنی نداره دنیا پر از صلح و صفاست

من میمونم تا که نگن عشق دیگه بی دوم شده

من میمونم تا که نگن دوره عشق تموم شده

من میمونم تا که بگم دوست داشتنم حقیقت

برای اعتبار عشق همین خودش غنیمت

یکی بیاد یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه

دل زده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه

من میمونم تا بدونم عاشق و با وفا کیه

تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چیه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:41  توسط محمد  | 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:37  توسط محمد  | 

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:55  توسط محمد  | 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:19  توسط محمد  | 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:18  توسط محمد  | 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:14  توسط محمد  | 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:6  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:39  توسط محمد  | 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:36  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:31  توسط محمد  | 

عاشق

عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری
 
دل به هرکس دادم او زد به قلبم خنجری
 
من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم
 
شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 22:8  توسط محمد  |